آرتینآرتین، تا این لحظه: 13 سال و 1 ماه و 5 روز سن داره

آرتین صفری

نظرات دوستان گل

در مورد مطلب اشتباه سونوگرافی همه دوستان نظرات جالبی داشتن که در زیر میبینید: سودابه گفته: برای من که اصلا مهم نیست با اینکه عاشق دخترم اما اگه بفهمم سونو اشتباه کرده ناراحت نمیشم اما نمیدونم با اون همه لباس و سیسمونی دخترونه چه کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/ اما آب نبات فقط تعجب کرده : رها میگه : سلام قبلا برام خیلی مهم بود که بچه ام حتما دختر باشه و همسری هم پسری بود اما الان نه,فقط از خدا میخوایم که یه نی نی سالم بهمون بده دخترم باشه که دیگه نور علی نور میشه مامان آیهان کوچولو هم گفته : واسه من 3بار جنسیتشو گفتن هر 3بارم یکی بوده ولی اگه دختر شد خب آخه وسایلارو چیکار کنم من عاشق دختر بودم ولی از وقتی فهم...
15 خرداد 1392

به چه ساز تو برقصم مامانی

هنوز به این دنیا نیومدم مامانم داره اعصابمو داغون میکنه. وقتی تکون نمیخورم، گریه میکنه گیر میده به بابام پاشو بریم دکتر یه سونو انجام بدیم. وقتی هم تکون میخورم ، حالش به هم میخوره باز گیر میده بریم دکتر سونو. من تو شکم مامانم  لباس تنم نیست و خجالت میکشم. دوست ندارم هر روز یکی با سونوگرافی منو نیگاه کنه. اگه یکی شما رو هر روز نگاه کنه خوشتون میاد؟؟؟ دیگه نمیدونم با کدوم ساز مامانم برقصم!!!!!!! ...
11 خرداد 1392

اشتباه سونوگرافی

دوستان اگه روز تولد بچه تون متوجه بشید که سونوگرافی اشتباه کرده و بچه اون چیزی نیست که شما فکر میکردید، چه حالی بهتون دست میده؟ لطفا نظر بذارید. جمیع نظرات جالب میشه و همشون رو تو یه پست میذارم. ...
7 خرداد 1392

روز پدر

کودکی ، دخترکی ، موقع خواب سخت پاپیچ پدر بود و از او می پرسید : زندگی چیست ؟ پدرش از سر بی صبری گفت : زندگی یعنی عشق دخترک با سر پرشوری گفت : عشق را معنی کن ! پدرش داد جواب : بوسه ی گرم تو بر گونه ی من دخترک خنده برآورد ز شوق گونه های پدرش را بوسید زان سپس گفت : پدر … عشق اگر بوسه بود … بوسه هایم همه تقدیم تو باد !!! ولادت حضرت علی و روز پدر رو اول  به پدر و برادر عزیزم که در کنار ما نیستند و لی یاد و خاطراتشون همیشه باماست تبریک میگم-از خدا میخام که بهشت جایگاهشون باشه و همچنین به همسر مهربون و گلم که خیلی دوسش دارم  و بابت تمام زحمتهایی که واسه من و مسافر کوچولوم میکشه ازش ممنونم-ان...
2 خرداد 1392

زبیر

دیشب بابام به مامانم گفت ماشالله داری یواش یواش مث زبیر میشی. من اول نمیدونستم زبیر کیه ولی بعد که بابام عکس زبیر رو نشون مامانم داد من از خنده روده بر شدم و تاصبح می خندیدم. مامانم از تکونهای من تا صبح نخوابید ...
31 ارديبهشت 1392

خرید سیسمونی

حال پسر قشنگم چطوره؟ می  دونم با مامان قهری ولی بخدا من واسه خاطر خودت بازار میرم عشقم 5شنبه با خاله افسانه رفتیم بازار و واست سیسمونی خریدیم تقریبن میشه گفت همه وسابلاتو خریدم البته بجز تخت و کمدت از همونجا هم یکراست بردیمشون خونه مامان بزرگ آخ که نمیدونی چه حالی میداد این خرید کردن-همه ی چیزا خوشکل و قشنگ -دوست داشتم همشونو  می خریدم-با اینکه کلی چیز خریدم ولی هنوز دلم میخاد واست خرید کنم آخه میدونی چیه مامانی روز به روز داره چاق تر و سنگین تر میشه اگه حالا واست خرید نکنم بعدا مشکل پیدا میکنم الهی مامان قربونت بشه-نمیدونی وقتی تکون میخوری دلم غش میره-میخام بخورمت آخه من نمیدونم وقتی مامان شبا خوابه توی فسق...
28 ارديبهشت 1392
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به آرتین صفری می باشد